رهگذر
-
تاریخ: 1403/4/13 ساعت: 18:05
بگذار و بگذر رهگذر پایان نباشد راه را بر آسمان منگر دگر هرگز نبینی ماه رابرخیز و پر کن ساغری از باده ی دلواپسی در اوج تنهایی بخوان آن نغمه ی دلخواه رابر رنگ رخسارم نگر رنجور از باد خزاندستی نمی گیرد چرا افتاده ای در چاه را ؟در جمع یاران خسته ام از باطن احوال خوددارم مداوم روز و شب حال گدا و شاه را س...
وا چه شود
-
تاریخ: 1401/11/8 ساعت: 16:10
گر تو حال من دل داده بدانی چه شود؟غزل عشق مرا سیر بخوانی چه شود؟چه شود دست به دستم بدهی فصل بهار؟ببری خسته دلی را به جوانی چه شود؟ساقی محفل مستی شده ای سرو سهیمرکب عشق شتابان تو برانی چه شود؟من اگر بوسه ز لب های تو گیرم چه شود؟گر بیایی و زنی خط ونشانی چه شود؟جمعه ها در همه ساعات دلم میگیردگر تو آیی ...
با نام تو...
-
تاریخ: 1401/11/8 ساعت: 16:10
من عشق را با نام تو هر روز معنا می کنمهر شب نوای عاشقی آهسته نجوا می کنمای صاحب احساس من رحمی نما بر حال منهر دم جنونی تازه تر در سینه بر پا می کنممن آتشم در عشق تو میسوزم از افسون توآخر چرا هر روز و شب عشق تو حاشا می کنم؟در آسمان زندگی خورشید سوزانم توئیبا یادت ای آرام جان با دل مدارا می کنممن مست ...
روز شادی
-
تاریخ: 1401/11/8 ساعت: 16:10
چه کنم که بی تو راهی نبود به روز شادی!تو بیا که میرود عمر به شتاب تند بادیمن خسته از که جویم همه دم نشان ز کویت؟تو کجایی تا که خوانم ز غمت و ان یکادی!ز فراقت ای تبسم ز خیالت ای تجسمنبود مرا جز عشقت به جهان دگر مرادیز نبودت چه گویم که توان نمانده در تنچه شود برون بیاید نفسم از این کسادی؟"همه آرزویم ا...
کرونا
-
تاریخ: 1399/1/17 ساعت: 9:06
بیرق مرگ درانداخته ای یعنی چه؟مردمان را نگران ساخته ای یعنی چه ؟ ذره ای بیش نبودی و بلایی شده ایمست از چین تو برون تاخته ای یعنی چه؟ وحشت انداخته ای در دل هر پیر و جوانتیر کین بهر بشر آخته ای یعنی چ
بسلامت پسرم
-
تاریخ: 1399/1/17 ساعت: 9:06
بسلامت پسرم ، بخت خوش ارزانی توز خداوند چه خواهم؟همه شادانی تو دل به دریا زن و ازموج هراسان تومباشنفس باد صبا در صف مهمانی تو دل سپردیم به تقدیر نکو بادت عمرهمه شادیم و غزل خوان ز خرامانی تو ما
حال خراب
-
تاریخ: 1398/12/4 ساعت: 3:41
سهم ما از زندگی حال خرابی بود و بسچاره ی درد مرا جام شرابی بود و بس ای دل از جور نگارت از پریشانی منالقصه ما دفتر رنج و عذابی بود و بس چون به ناحق او قلم بر دفتر اندیشه زدلاجرم پاداش ما حال خرابی بود
قصه ی پر غصه
-
تاریخ: 1396/5/30 ساعت: 13:41
قصه پر غصه مستم امشب سخن از باده و پیمانه بگو سخن از ساغر و می ساقی و میخانه بگو پر کن از می قدحم تا بسر آید غم دل غم دلدار دمی با من دیوانه بگو عجبم نیست چنین شیفته ی کوی تو ام تو خود این قصه ی پر غصه به پروانه بگو این حکایت ز گل و بلبل و پروانه کنند نه حقیقت بتوان کفت نه افسانه بگو! شرح هجران تو ا...
چرا؟ چرا؟
-
تاریخ: 1396/5/30 ساعت: 13:41
چرا؟ چرا؟ گشته بهار زندگی فصل خزان چرا؟ چرا؟ داده به دل خدای دل بار گران چرا؟چرا؟ با دل دردمند خود شکوه کنم ز بخت خود کرده نصیب چشم من اشک روان چرا؟چرا؟ زخم مرا نه مرهمی خسته ز بودنم همی برده مرا به غربتی چرخ زمان چرا؟چرا؟ برده ز کف قرار من بسته ره فرار من کرده به غربتم چنین نعره زنان چرا؟چرا؟ باد ص...
معنای عشق
-
تاریخ: 1396/5/30 ساعت: 13:41
معنای عشق دیده چه پر خون شده در شب یلدای عشق چهره چه گلگون شده در تب و گرمای عشق سینه غمی جان فزا کرده به عاشق عطا تا نکند بعد از این شکوه ز دنیای عشق هر که ننالد ز عشق عاشق دل داده نیست بانگ عدم می زند ساحر و سرنای عشق عاشق شوریده حال عشق ندادش قرار رفت به میخانه دوش در پی معنای عشق ساقی بزم طرب چو...
یتیم
-
تاریخ: 1396/5/30 ساعت: 13:41
یتیم می شنیدم گریه های کودکی در نیمه شب در میان گریه می کرد نجوا زیر لب سر به زانویش نهاده در شبی خاموش و سرد گوئیا مأوا ندارد سینه اش جز رنج و درد از من آن بغض درونش تاب رفتن را گرفت ناله های سوز ناکش حال گفتن را گرفت لحظه ای بغضش شکست و بانگ مادر مادرش لرزه ها افکند بر جسم نحیف و لاغرش آسمان هم سو...
آرزو
-
تاریخ: 1396/5/30 ساعت: 13:41
آرزو دیریست در بزم طرب مهمان به کویم بوده ای در وادی عشق و جنون چون ماه رویم بوده ای دل برد ه ای دل داده ای در عشق چون پروانه ای آتش مزن بر جان و تن می در سبویم بوده ای عاشق توئی غمخوار من شیدا توئی همراه من در وصف تو ای نازنین این سان که گویم بوده ای از عشق پروا چون کنی؟در دل تمنا چون کنی؟ جانا چرا...
ترنم وتبسم
-
تاریخ: 1396/5/30 ساعت: 13:41
ترنم وتبسم ترنم نگاه تو شرر زند به جان من تبسم از لبان تو به سر برد فغان من شکوفه خزان توئی ،امید بیکران توئی چو آتش نهفته ای به جسم بی توان من نوای تو نوای من، بهار جاودان من زوصف روی ماه توخجل شودزبان من زروزن آن نگاه تو،جمال بی مثال تو چه گویمت چه میکند،بهار در خزان من نشسته ام به راه تو،به راه ب...
در دل تو بمانی
-
تاریخ: 1396/5/30 ساعت: 13:41
در دل تو بمانی دانم که نداری رهی جز رفتن از این دل آسوده ترین باش که در دل تو بمانی امروز که چشمت شده آمال وجودم سخت است که مجنون شده، عاقل تو بمانی اندیشه پر درد من امروز چو دیروز پر می کشد ، اما چو مایل تو بمانی دیوانه ترینم سخن از عشق چه حاصل؟ ترسم که در این مرتبه در گل تو بمانی! من غرق تمنای دل ...
کیستی تو؟
-
تاریخ: 1396/5/30 ساعت: 13:41
کیستی تو؟ کیستی تو؟ که چنین عاشق و شیدای تو ام گوئیا مهری و محتاج به گرمای تو ام کیستی تو ؟ غزل عشق و نسیم سحری برده ای دل ز من و غرق تمنای تو ام کیستی تو؟ که در اندیشه فردای منی همه دانند که من واله و رسوای تو ام کیستی تو ؟ که فروغ نگهت جان دهدم مست و مدهوش ز هر باده ی مینای تو ام کیستی تو؟ شرر آتش...
تک بیتی ها
-
تاریخ: 1396/5/30 ساعت: 13:41
نم نم باران و عشق و جاده های پر ز مه آنچه من را میکند آرام تر آغوش توست خجل از کرده خویشم خدایا این چه تقدیریست؟ که جانان نامه بفرستاد و مرا تاب گشودن نیست. خوش تر ز خیال تو ندارم در سر هر روز و شبم چشم نهادم بر در شاید که بیایی و رود غم از بر افسوس تو را خنده و من دیده تر ربودی خواب را از چشم من ام...